کوه عروس/ آروس
معاون سرمحقق علی شیر رستگار
کوه عروس/ آروس
کوه «عروس/ آروس» یکی از کوه های مشهور ولسوالی پنجاب(1) و منشعبی از رشته قله های پُربرف کوه بابا است که حدود 4500 متر از سطح بحر ارتفاع دارد و درمنتهای ناحیۀ «تگاب برگ علیا»ی ولسوالی پنجاب ولایت بامیان در 68 درجه، 8 دقیقه و 19 ثانیه طول البلد شرقی و 34 درجه، 31 دقیقه و 13 ثانیه عرض البلد شمالی واقع شده است.(1) این کوه تقریباً در فاصلۀ140کیلومتری مرکز بامیان و در همسایگی یکی از قله های سر به فلک کشیده «کوه بابا» فی الواقع در خط فاصل میان ولسوالی پنجاب و یکه ولنگ، منظرۀ بیمانندی را در دل طبیعت وحشی و دست نخورده به نمایش میگذارد که همچون تابلوی نقاشی چشم هربیننده را خیره میکند. دورنمای فرورفتگی ها، قله های کوچک و بزرگ، نقاط سراشیبی و به خصوص بلندترین نقطۀ کوه عروس با دستان خالق طبیعت چنان شاعرانه و شگفت انگیز طراحی شده است که انگارمنظره ای از یک تابلوی عروسی است که در آن جمعیت سواره و پیاده، عروسی را همراهی میکند و عروس درمیان انبوهی از جمعیت تویچی استوار بر اسپی سوار و بر دوردست ها نظاره میکند. شاید به دلیل جلوه های شگفت انگیز اساطیری و دورنمای شاعرانه و منظرۀ زیبای طبیعی کوه عروس بوده است که مردمان محل پیرامون ساخت طبیعی و جلوه های حیرت انگیز آن افسانه سازی کرده و متناسب به واقعیت جغرافیایی و طبیعی آن نام «عروس/ آروس» را برآن نهاده اند. چنانچه یکی از افسانه های رایج در مورد «کوه عروس/ آروس» که از نسل های گذشته به نسل های بعدی انتقال و روایت شده، چنین است:
«بود نبود در روزگاران قدیم در یکی از دامنه های کوه بابا دختری بود که در زیبایی، کمال و عفت شهره عالم بود. اتفاقاً در یکی از دامنه های دیگر این کوه و شاید هم در دوردست های قریۀ این دختر پاکدل، پسر شجاع و دلیری زندگی میکرد که شغل آهنگری داشت. در یکی از روزهای بهاری، این پسر شجاع جهت انجام کاری به قریۀ دختر سفر میکند که نا گهان با دیدن دختر زیبا با تمام وجود عاشق و دلباخته او میشود و پس از مدتی دختر را از پدرش خواستگاری میکند. پدر دختر از شجاعت و سختکوشی پسر خوشش میآید و دخترش را به عقد او در میآورد. پدر دختر هفت شبانه روز برای دختر و دامادش مجلس خوشی و سرور برپا میکنند. بعد از گذشت چندمدتی داماد از خسرش اجازه میگیرد که به قُول و قریه اش برگردد. رخت سفر و رجعت به زادگاهش را آماده میکند. تعدادی از مردمان قُول و قریۀ دختر نیز برخود لازم میبیند که آنان را نا خانه داماد بدرقه کند؛ اما در مسیر راه ناگهان متوجه میشوند که کافران تعقیب شان میکند. کافران نزدیک بود که همه آنها را اسیرکند، در این هنگام عروس پاکدل وپرهیزگار پیش پروردگارش دعا کرد که همه آنها را از شر دشمنان نجات دهند، پروردگارعالم دعای این عروس پاکدل و پاکدامن را قبول کرد و عروس با همة همراهان و تویچی ها به سنگ مبدل شدند و از شرکافران نجات یافتند.»
کوه عروس در انحصار ناحیه ها و مناطقی از ولسوالی پنجاب و یکه ولنگ وقوع یافته است؛ چنانکه درقسمت غربی آن ناحیۀ سرسبز تگاب و در سمت شرقی آن قریۀ ترغی(targhai)، و درسمت جنوبی آن قریۀ مُور(mor) و تره پس(tarapas) ولسوالی پنجاب و در قسمت شمالی آن قریۀ خاک چغیر(khak-e- chagher) ولسوالی یکه ولنگ موقعیت دارد که بربنیاد قصه های فولکلوریک مردمان محل و نیز براساس روایت هایی که مردمان اطراف و اکناف این کوه در ذهن دارند، کوه عروس نمادی از پاکی، صفایی و زیبایی است.
افزون براین؛ «کوه عروس» نه تنها به لحاظ روایت های شفاهی و قصههای عامیانه معروف است، بلکه طبیعت محسورکنندۀ این کوه با داشتن آب و هوای گوارا، چشمه های خروشان و گیاهان دارویی نیز مشهور است. دره ها، پستی و بلندی قله ها و فرورفتگی ها و خمیدگی های بی مانند این کوه تنوع زیستی بیمانندی را برای حیوانا وحشی و انواع پرندگان فراهم نموده است؛ چنانکه که هر دره و پستی و بلندی آن مملو از حیات وحش است و در فصل بهار تعدادکثیری از مردمان محل با گلههایی از گاو، بز و گوسفند.. در دامنه های سرسبز و پرطراوت این کوه ایلاق میروند.
منابع
1- محمدعظیم عظیمی، جغرافیای ولایت بامیان، انتشارات بین المللی الهدا، چاپ اول، کابل، 1391، ص 35.
1- حسین نایل، ساختارطبیعی هزاره جات، انتشارات بنیاد اندیشه، چاپ دوم، کابل، 1395، ص72
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 11:32 توسط رستگار
|
در باره من: من علی شیر رستگار فرزند غلام نبی شفایی در یکی از روزهای سرد و غم انگیز پاییز سال 1358 درمنطقه تگاب برگ ولسوالی پنجاب ولایت بامیان دیده به جهان گشودم، و در این مدت رنجها و دردهای زیادی را با تمام وجودم لمس نمودم و این دردها و رنجها همانند خوره ها روحم را در انزوا کاویده و تراشیده است. اما هنوز نفس می کشم و از پنجره ای امید آرزوهایم را به تماشا می گیرم، که یکی بعد از دیگری مسخ می شوند.