این بارقصه استعفای دو مقام بلند پایه دولتی

علی شیر رستگار

 

به تعقیب برگزاری وتدویر جرگه مشورتی صلح دو مقام بلند پایه امنیتی کشور ازمقام های شان استعفا نمودند. استعفای این دو مقام بلند پایه امنیتی ازمقام های شان از یک طرف فرهنگ شایسته سالاری را درکشور ترویج، وکمکی برای تحکیم پایه های دموکراسی ومسوولیت پذیری افراد واشخاص بلند پایه دولتی درکشور می کند واز طرف دیگر نگرانی ها وگمانه زنی هایی را مبنی برمداخله استخبارات کشور های همسایه را نیز در کشور به وجود آورده است. اینکه استعفای وزیر امرو داخله و رئیس عمومی امنیت ومنظوری استعفای این دو مقام از طرف آقای کرزی موجه بوده یا خیر؟ سوال هایی را درذهن به وجود می آورد. اما آنطوریکه همگان دیدن وشنیدن که آقای اتمرورئیس عمومی امنیت گفتند که ما درتامین امنیت جرگه مشورتی صلح ناکام شدیم وهمچنان رئیس امنیت گفت: که صدها دلیل داخلی وخارجی دیگری هم وجود دارد که استعفایش را حضور رئیس جمهور ومردم افغانستان ارایه می کند. از گفته رئیس اسبق عمومی امنیت معلوم می شود که یک سلسله مسایل دیگری غیر از موضوع تامین امنیت جرگه صلح هم وجود دارد که ایشان به آن به خاطرمصالح علیای کشورنه پیچید. استعفای این دو مقام از طرف آقای کرزی درحالی منظورگردید که کشور دریک حالت بد امنیتی به سرمی برد. درحالیکه حملات تروریستی خطرناکتری از حمله تروریستی جرگه مشورتی صلح درافعانستان به وقوع پیوسته که هیچگاهی آقای کرزی استعفای کسی را منظور نکرده بود.

اینکه جرگه امنیتی صلح چه قدر با اهمیت بود وچه دست آورد هایی را درآینده دارد، که به خاطرناکامی تامین امنیت آن، دو مقام بلند پایه امنیتی آن هم دو شخص توانا ومستعید ازمقام های شان استعفا نمودند؟ افزون براین، گمانه زنی هایی نیز وجود دارد که این دو مقام مجبور به استعفا شده اند، به اساس گفته های این مقامات: گزارش وسخنان آنان قناعت رئیس جمهور را فراهم نکرده است بناءً آنان ازمقام های شان استعفا نموده اند. ازطرف دیگرآن طوریکه دررسانه ها سروصداهایی را نیز به پا کرده است ورسانه ها را به خود مشغول ساخته است گمانه زنی های مبنی براین نیز وجود دارد که کنار زدن ویا کنار رفتن این دوشخص مستعید بلند پایه دولتی ازمقام های شان خالی از سنگ اندازی استخبارات کشور های منطقه خصوصاً دو کشورهمسایه افغانستان به خصوص پاکستان نیست. اگر این گمانه زنی حقیقت داشته باشد خود به نحوی یک نوع بی اعتمادی رئیس جمهور بالای این مقامات بوده است. ویک نوع آب ریختن درآسیاب دشمن به خصوص پاکستان است.

درست است که درکشور قطع رجال نیست وما درکشور شخصیت های توانا تری از این دو مقام مستعفی داریم اما باید گفت که جای این دو مقام خالی خواهد ماند چون هرکس جای خاص خود را دارد. اما اینکه کناررفتن این دومقام دولتی ازپست های شان به ضرر امنیت کنونی افغانستان می انجامد ویا به نفع امنیت افغانستان تمام می شود. مربوط به آینده است ودر آینده قضاوت خواهد شد. اما نا گفته پیداست که اگر این دومقام قربانی دید گاه های استخبارات کشورهای همسایه، خصوصاً پاکستان شده باشد، به یقین که به ضرر امنیت کنونی تمام می شود، وبه معنای آن خواهد بود که پاکستان آب را گل آلود ساخته وخود ماهی گرفته است. که حتا دید گاه رئیس جمهوررا نسبت به خود تغییر داده است.

اما فراموش نکنیم که پاکستان یکی از حامیان بزرگ طالبان درافغانستان است واگر دولت افغانستان به سوی طالبانی شدن نظام به پیش برود ودست کشور های همسایه یعنی ایران وپاکستان به این کشور دراز باشد به یقین که تمام زحمات نه ساله کشور وامید مردم افغانستان به خاک بدل خواهد شد. ویک فضای بی باوری درکشور به وجود خواهد آمد که جواب آن بی اعتمادی وبی باوری را نه جامعه جهانی داده می تواند ونه آقای کرزی.

بنا براین مردم افغانستان باید دراین میان آگاه باشند ونگذارند که که کشور جولان گاه کشور های همسایه شود. ونگذارند که دست کشور های همسایه به کشور شان دراز باشند. چنانچه اگر قرار براین شود که یک نظام بنیاد گرای طالبانی درکشور به وجود بیاید و اشخاص مسوولیت پذیر از مقام های شان کنار بروند ویا کنار زده شود معلوم است که مشکل درافغانستان حل وفصل و صلح ودموکراسی درکشور تامین نخواهد شد. وبرعکس جار وجنجال های دیگری سدی برای رسیدن به صلح وتحکیم دموکراسی خواهد شد که هیچ کسی جواب برای آن نخواهد داشت.

مدرنیت وسنت های قبیلوی جامعه ما

نویسنده : علی شیر رستگار

اینکه مدرنیته چه دست آورد هایی داشته؟ وچگونه می توانیم تعریفی از سنت ارایه کنیم؟ برای اینکه مفهوم سنت بهتر فهمیده شود باید تعریفی  به ضد نماییم، تا بتوانیم مفهوم فوق را خوبتر وبهتر ذهن نشین کنیم، بناءً برای دانستن مفهوم سنت باید از تجدد وخرد باوری سخن بگوییم که انسان محور وانسان مرکزاست، وهمواره سنت دربرابرتجدد، سدی بزرگ بوده که همه پدیده های جدید را مردود شمرده است وبیرون از دایره عرف و هنجار های پیش مدرن چیزی را نپذیرفته است. حال که افغانستان یکی از کشور های عقب مانده وسنتی قلمداد می شود، پس چه نسبتی با مدرنیته دارد؛ آیا ما میتوانیم سنت های نا پسند را از زنده گی مان دوربسازیم واسطوره زدایی کنیم؟ یا می توانیم از پدیده های سنتی قرائت چدیدی ارایه کنیم وآن را به اصطلاح به روز بسازیم؟ از سوی دیگر امروز، بسا باور های اسطوره ای زنده گی مان را احاطه نموده است، یعنی تا هنوز دردنیای اساطیر زنده گی میکنیم، با آمدن پدیده های جدید طرزفکر واندیشه ما عوض نه شده است، هرچند دست آورد های فرهنگی مدرینه وپیام اجتماعی واقتصادی مدرنیسم ذهن اسطوره ساز مارا پارچه پارچه کرده است، اما ما تا هنوز خرد گرا وخرد باور نه شده ایم وتاریخ خود را ازنو آغاز نکرده ایم، به اصطلاح انسان نو وخرد اندیش که برای خودش دنیای متعالی بسازد، نه شده ایم، ما همان انسان های سنتی هستیم که با مفکوره های قومی وقبیلوی زیست می کنیم.

ادامه نوشته

مقایسته تطبیقی اسفندیار« شاهنامه » وآشیل« ایلیاد»

    نویسنده: علی شیر« رستگار»

   

داستان «جنگ تروای» ایلیاد هومر و«جنگ رستم واسفندیار» شاهنامه فردوسی چه ازلحاظ عناصر داستانی ومحتوایی وشگفت انگیزی؛ ازجمله بهترین داستانهای حماسی به شمارمی روند، که شخصیت های اصلی ماجرای های این دو داستان حماسی وشگفت انگیز یعنی اسفندیار وآشیل(اخیلوسAkhilleus)  از جهاتی، ویژه گیهای مشترک دارند. که این نوشته کوششی است، جهت نمایاندن ویژه گیهای مشترک ومطالعه تطبیقی رمز رویین تنی اسفندیار «شاهنامه فردوسی» وآشیل «ایلیاد هومر» شاعر بزرگ یونان باستان.

ادامه نوشته

عناصر اساسی شعر

علی شیر رستگار

علی الرغم کشمکش ها واختلاف نظرهای منتقدان وتیوریسین های عرصه ادبیات که از دیرزمان به این سو درمورد عناصر شعرجریان دارد. وهرکس مطابق ذهن وشناخت شان پیرامون عناصرشعر سخنانی گفته اند، اما آنچه درنظریات آنان وجه مشترک دارد، می توان به وجود سه عنصر اساسی درشعر اشاره کرد که این سه عنصر عبارت است از: موسیقی، تخیل وزبان که جز لاینفک شعراست، این عناصر درزبان شعر ارتباط صمیمانه را درمقام همنشینی واژه ها برای لفظ ومعنا به وجود می آورد. اینکه ذهن شاعران دربه وجود آوردن شکل های دیگرگون شده ذهنی، چه تاثیری دارد؟ وچرا درزبان شعر، نظم متعارف دستورزبان برهم می خوورد وچرا شعر فراتر از زبان عرض اندام می کند؟ موضوع بحث دراین نوشته است. که پیرامون هریک به طور فشرده نکاتی چندی ارایه خواهد شد.

ادامه نوشته

این بار مردم باید آگاه باشند!!!

علی شیر رستگار

شاید بسیار جالب باشد که گفته شود؛ این بار باید مردم آگاه باشند! چرا؟ یک بار دیگر بازهم درآستانه انتخابات پارلمانی قرارداریم. که اگراین بار بازهم نتوانیم افراد سالم را به عنوان نماینده گان مردم انتخاب کنیم، باز هم همین آش است وهمین کاسه، چنانچه اگر قرار براین شود که روزی ازاین همه آدم های که سنگ عدالت اجتماعی وحقوق بشری را اکنون برسینه می کوبند وادعای چیز فهمی دراین کشور دارند، ، حساب گرفته شود؛ این ها  گناه کارترین افراد خواهند بود، چرا؟ چون هرچه برسر این مردم وملک آمده از دست افرادی آمده است که درگذشته باهم جنگیده اند وحال لاف عدالت وآباد سازی را بدون اینکه خمی به ابرو بیاورند با کمال بی شرمی به زبان می آورند. واز احساسات قومی ومذهبی مردم به نفع خود سود می برند.

ادامه نوشته

چیستی فرهنگ وتمدن

  علی شیر رستگار                                                                                              

 

به جای پیش نویس باید گفت که، هرچند تعریفی که بتواند معنی ومفهوم فرهنگ وتمدن را به صورت شامل وکامل برای مان بیان کند وهمه گان خاصه اصحاب علوم انسانی درمورد،  دید یکسان داشته باشند، وجود ندارد اما آنچه دراین زمینه می تواند برای ما ممد مفهوم باشد، وجوه مشترک تعاریف ارایه شده ای دانشمندان عرصه علوم اجتماعی دررابطه به تمدن وفرهنگ است که تا جایی می تواند معنی ومفهوم تمدن وفرهنگ را که درکل تحت عنوان دست آورد های بشری تعریف می شود برای ما روشن سازد، بناءً این نوشته کوششی است جهت نمایاندن معنی ومفهوم فرهنگ وتمدن که گاهی تمدن وفرهنگ تحت یک عنوان تعریف شده است وگاهی هم اصحاب علوم جامعه شناسی میان این دوپدیده مرزی قایل شده اند که درزیر به این مهم پرداخته خواهد شد.

ادامه نوشته

نخستین زنان عاشقانه سرا، درادبیات فارسی دری

علی شیر« رستگار»

 

درقدم اول باید به عنوان پیش نویس روشن کنم، که بحث پیرامون اشعار عاشقانه درادبیات فارسی دری کاری ساده وآسانی به نظر نمی رسد، زیرا اکثراشعار شاعران پارسی گوی ازموضوع عشق وعشق ورزی خالی نیست، بنابراین ازاشعار عاشقانه شاعران مرد، درزبان فارسی دری که نیازمند بحث مفصلی است- واین مقاله گنجایش پرداخت آن را ندارد- میگذریم؛ وفقط درحد یک اشاره مختصر به بحث اشعار نخستین زنان عاشقانه سرا، درادبیات فارسی دری می پردازیم. اما قبل ازینکه بیاییم روی موضوع اصلی مقاله حاضر؛ باید گفت که ادبیات کلاسیک فارسی دری با وجود پرباری وبازتاب موضوعات متنوع چون عاشقانه، عارفانه، تلفیق موضوع عاشقانه وعارفانه ... حضورشاعر زن درآن اندک وبازتاب موضوعات زنانه گی درآن بی رنگ وکم رنگ است، چنانچه اگراشعار رابعه بلخی را به مطالعه بگیریم، نا گفته پیداست که رابعه عاشق بکتاش بوده  وابیات سوزناک ولطیف عاشقانه از خود به یاد گارگذاشته است، هرچند ازرابعه اشعاری زیادی باقی نمانده است، اما آنچه باقی مانده، سوزدل یک عاشق را نشان میدهد.

ادامه نوشته

نسلی که شعار می دهند و نمیداند که چه کارکنند:

                   نویشنده: علی شیر« رستگار»

 

طبیعی است که تمام انسانها وتمام نسل ها دردوره های مختلف تاریخی درجست وجوی خوشبختی، پیشرفت، ترقی، عدالت، آزادی بوده وهست. اما نوع خواستها به نحوی ازیک نسل تا نسل دیگر فرق داشته، مثلاً خواست وآرزوی نسل امروز، با آن نسلی که دوقرن ویا سه قرن پیش ازما زنده گی می کردند متفاوت است، امروزشاید برای جوانان، جامعه ای که  مبتنی برارزشهای دموکراسی(که درآن عدالت، آزادی، مساوات حقوق زن ومرد، آزادی بیان واندیشه کاملاً تبلور یافته  باشد) خواست وآرزو با شد. اما برای نسل های گذشته چنین چیزهایی آرزو وخواست نبود. شاید برای نسل های چندین قرن قبل؛ داشتن یک اسپ خوب ویا داشتن یک وسیله ای که بتواند از جان ومالش دفاع کند آرزووخواست بوده، اما از آن روزگاران تا امروز، با تحولات سریع وقابل توجه درعرصه های مختلف زنده گی  خواست ها فرق کرده است. رسیدن به یک جامعه مدنی که بتوان آزادانه اندیشه، افکار، خودرا بیان کرد؛ خواست اکثر نسل نواست. یعنی جامعه که درآن فرهنگ تسامح وتساهل شکل گرفته باشد.

ادامه نوشته

نقطه سرخط

علی شیر رستگار

درهفته های اخیردولت پاکستان یک عده ازسران طالبان افغانی را بازداشت کردند که درابتدا مقامات دولت افغانستان به اساس مذاکراتی که با دولت پاکستان انجام داده بودند اعلام داشتند که دولت پاکستان سران طالبان ازجمله ملابرادر را به دولت افغانستان تسلیم می کند، مدتی ازآن نگذشته بود که دولت پاکستان گفت: که دولت پاکستان ملابرادرودیگرسران طالبان افغانی را به دولت افغانستان تسلیم نخواهد کرد. اینکه چرا دولت پاکستان سران طالبان را به دولت افغانستان تسلیم نمی کند؟ خود جای بحث وسوال های زیادی است.

اول اینکه اگردولت پاکستان سران طالبان از جمله ملابرادر، مولوی عبدالکبیروداماد ملا عمررا به دولت افغانستان تسلیم کند، وآنها درافغانستان محاکمه شوند، خود معلوم است که آنها یک سلسله پلان های پاکستان درقبال دولت ومردم افغانستان را آشکار میسازند، بنابراین ازهمان آغاز این گمان موجود بود که دولت پاکستان سران طالبان را- که خود ایجاد کنند وبه وجود آورنده آن است- هیچگاه به دولت افغانستان تسلیم نخواهد کرد.

بازداشت سران طالبان افغانی توسط نیروهای پاکستانی چند نکته را به خوبی روشن می کند: اول اینکه همان گونه که پاکستان درایجاد وبه وجود آوردن طالبان نقش مهم داشت وحال هم لانه تروریسم ومحل سکونت طالبان والقاعده درپاکستان است ودولت پاکستان درانتحاروانفجارهایی که درافغانستان به وقوع می پیوندد، دستی دارد. دوم اینکه پاکستان به خوبی نشان داد که به تعهد ومصالحه های که بین افغانستان وپاکستان صورت می گیرد، پای بندی ندارد وهیچ اهمیتی هم ندارد، ودولت پاکستان می تواند مهره های طالبان والقاعده را تغییر دهند ویا می تواند آنهارا بازداشت وزندانی کنند.

البته عدم پای بندی پاکستان به تعهد وبها ندادن مقامات پاکستانی به مصالحه وگفت وگو؛ درس خوبی به دولت مردان افغانی است که مصالحه وگفت وگو با پاکستان، برسرموضوعی که نفع پاکستان درآن نهفته نیست، هیچ سودی ندارد، وپاکستان به خوبی نشان داد که آنها دربسا ازمسایل نا امنی  افغانستان نقش دارند، بناءً دولت افغانستان باید متوجه باشد، تا زمانی که لانه های طالبان درپاکستان نابود نشود، گفت وگوبا طالبان که به وجود آورنده آنها پاکستان است، هیچ فایده ای ندارد. بناءً بهترین سیاست وبرخورد با طالبان برخورد نظامی است که اکنون دولت افغانستان به همکاری نیروهای بین المللی درپیش گرفته است، وتجربه هم نشان داده است که طالبان گوش به فرمان پاکستان است ودراین مدت هشت سال که باب مذاکره وگفت وگوبه روی طالبان باز بوده، آنها کوچک ترین نگاهی هم به آن نکرده اند، بلکه هرگاه مساله مذاکره وصلح از طرف دولت افغانستان با طالبان مطرح شده است، طالبان دست به حمله های بزرگ انتحاری زنده اند که حمله های انتحاری طالبان به خوبی نشان میدهد، که آنها میلی به مصالحه ومذاکره ندارند. مثلاً دراولین روزهای که مساله آشتی با طالبان مطرح گردیده، طالبان به فروشگاه بزرگ حمله بردند وبه تعقیب آن چندین حمله انتحاری توسط طالبان به راه افتاد، که این گونه حمله های انتحاری بیانگرآن است که طالبان برسرمیز مذاکره حاضرنخواهند شد، مگرتا اینکه لانه های شان چه درخارج کشور وداخل کشور ازبین نرود، بنابراین هروقت لانه های طالبان وتروریسم ازبین رفت آن وقت آنها بدون قید وشرط حاضر به مذاکره خواهند شد.   

نگاه سوم؛ به کار کرد های احزاب سیاسی

علی شیر« رستگار»

 

به طور دقیق نمیدانم که به چه تعداد حزب دروزارت عدلیه افغانستان ثبت وراجستر شده اند اما این قدر میدانم که درافغانستان هرکسی که توان داشته، حزبی را تشکیل نموده ویک نامی را بالای آن گذاشته است. وسوالی که مطرح می شود این است که احزاب سیاسی تا کنون درافغانستان چه کارهایی را انجام داده اند؟ درحالیکه وجود احزاب سیاسی یکی از ارکان مهم واساسی دموکراسی را تکمیل می سازد، اما درافغانستان برخلاف، احزاب سیاسی به جای رشد وباروری دموکراسی وتحکیم پایه های جامعه مدنی یک سلسله مشکلات را نیز درافغانستان به وجود آورده است که بیشتراحزاب تازه تشکیل درافغانستان، یا قومی وسمتی حرکت می کنند  ویا هم بدون کدام برنامه وتشکیلات حزبی نام حزب بالای آن گذاشته شده است.

ادامه نوشته

             

نگاهی به تخیل و عناصر هنری درشعر

 

ادبیات موجود هر ملت ریشه درآثار گذشته گان همان قوم یا همان ملت دارد، که شاعران ونویسنده گان متعلق به همان ملت  درعصر وزمان خویش گوهر های سنجیده کلام را پیش چشمان نسل های بعدی خود قرار داده اند. به همین سبب است که زنجیره گفتار میان ادبیات دیروز وآثار ادبی امروز نا گسستنی است وآثارادبی امروز از چشمه زلال آثار گذشته گان آب میخورد واز ادبیات دیروز جدا بوده نمی تواند
ادامه نوشته