نقطه سرخط
علی شیر رستگار
درهفته های اخیردولت پاکستان یک عده ازسران طالبان افغانی را بازداشت کردند که درابتدا مقامات دولت افغانستان به اساس مذاکراتی که با دولت پاکستان انجام داده بودند اعلام داشتند که دولت پاکستان سران طالبان ازجمله ملابرادر را به دولت افغانستان تسلیم می کند، مدتی ازآن نگذشته بود که دولت پاکستان گفت: که دولت پاکستان ملابرادرودیگرسران طالبان افغانی را به دولت افغانستان تسلیم نخواهد کرد. اینکه چرا دولت پاکستان سران طالبان را به دولت افغانستان تسلیم نمی کند؟ خود جای بحث وسوال های زیادی است.
اول اینکه اگردولت پاکستان سران طالبان از جمله ملابرادر، مولوی عبدالکبیروداماد ملا عمررا به دولت افغانستان تسلیم کند، وآنها درافغانستان محاکمه شوند، خود معلوم است که آنها یک سلسله پلان های پاکستان درقبال دولت ومردم افغانستان را آشکار میسازند، بنابراین ازهمان آغاز این گمان موجود بود که دولت پاکستان سران طالبان را- که خود ایجاد کنند وبه وجود آورنده آن است- هیچگاه به دولت افغانستان تسلیم نخواهد کرد.
بازداشت سران طالبان افغانی توسط نیروهای پاکستانی چند نکته را به خوبی روشن می کند: اول اینکه همان گونه که پاکستان درایجاد وبه وجود آوردن طالبان نقش مهم داشت وحال هم لانه تروریسم ومحل سکونت طالبان والقاعده درپاکستان است ودولت پاکستان درانتحاروانفجارهایی که درافغانستان به وقوع می پیوندد، دستی دارد. دوم اینکه پاکستان به خوبی نشان داد که به تعهد ومصالحه های که بین افغانستان وپاکستان صورت می گیرد، پای بندی ندارد وهیچ اهمیتی هم ندارد، ودولت پاکستان می تواند مهره های طالبان والقاعده را تغییر دهند ویا می تواند آنهارا بازداشت وزندانی کنند.
البته عدم پای بندی پاکستان به تعهد وبها ندادن مقامات پاکستانی به مصالحه وگفت وگو؛ درس خوبی به دولت مردان افغانی است که مصالحه وگفت وگو با پاکستان، برسرموضوعی که نفع پاکستان درآن نهفته نیست، هیچ سودی ندارد، وپاکستان به خوبی نشان داد که آنها دربسا ازمسایل نا امنی افغانستان نقش دارند، بناءً دولت افغانستان باید متوجه باشد، تا زمانی که لانه های طالبان درپاکستان نابود نشود، گفت وگوبا طالبان که به وجود آورنده آنها پاکستان است، هیچ فایده ای ندارد. بناءً بهترین سیاست وبرخورد با طالبان برخورد نظامی است که اکنون دولت افغانستان به همکاری نیروهای بین المللی درپیش گرفته است، وتجربه هم نشان داده است که طالبان گوش به فرمان پاکستان است ودراین مدت هشت سال که باب مذاکره وگفت وگوبه روی طالبان باز بوده، آنها کوچک ترین نگاهی هم به آن نکرده اند، بلکه هرگاه مساله مذاکره وصلح از طرف دولت افغانستان با طالبان مطرح شده است، طالبان دست به حمله های بزرگ انتحاری زنده اند که حمله های انتحاری طالبان به خوبی نشان میدهد، که آنها میلی به مصالحه ومذاکره ندارند. مثلاً دراولین روزهای که مساله آشتی با طالبان مطرح گردیده، طالبان به فروشگاه بزرگ حمله بردند وبه تعقیب آن چندین حمله انتحاری توسط طالبان به راه افتاد، که این گونه حمله های انتحاری بیانگرآن است که طالبان برسرمیز مذاکره حاضرنخواهند شد، مگرتا اینکه لانه های شان چه درخارج کشور وداخل کشور ازبین نرود، بنابراین هروقت لانه های طالبان وتروریسم ازبین رفت آن وقت آنها بدون قید وشرط حاضر به مذاکره خواهند شد.
در باره من: من علی شیر رستگار فرزند غلام نبی شفایی در یکی از روزهای سرد و غم انگیز پاییز سال 1358 درمنطقه تگاب برگ ولسوالی پنجاب ولایت بامیان دیده به جهان گشودم، و در این مدت رنجها و دردهای زیادی را با تمام وجودم لمس نمودم و این دردها و رنجها همانند خوره ها روحم را در انزوا کاویده و تراشیده است. اما هنوز نفس می کشم و از پنجره ای امید آرزوهایم را به تماشا می گیرم، که یکی بعد از دیگری مسخ می شوند.